تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد

تا شقایق هست زندگی باید کرد

وبلاگی برای بچه های آملی

من رفتم

سلام دوستان.امروز می خوام یه چیزی بگم که شاید باورتون نشه

ولی این آخرین مطلبی که توی این وب به نمایش در می یاد

آخه طوطیا قراره ازدواج کنه و همه چیز تموم شد.طوطیا دیگه نمی خواد بنویسه

ولی من هنوز مثل یک شیر ژیان آماده ی نوشتنم.

با عرض شرمندگی این وب دیگه تعطیل شده و اگه منو لینک کرده بودید آدرس لینکتونو عوض کنید و به منم بگید تا شما رو توی وب جدیدم لینک کنم

اینم آدرس وبلاگ جدیدم

درضمن اسم این وب جدید پیاز داغ اینترنته و یه طورایی طنزه

خوشحال می شم اون دسته از دوستانی که توی این وب منو همراهی کردن توی وب جدید هم کنار من باشن.

درضمن اگه کسی می خواد توی وب جدیدم لینکش کنم بیاد و همو جا نظر بده.

مثل همیشه می گم که دوستون دارم

فدای همه ی شما دوستان عزیز

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 12:9  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شیطونی من سر امتحان

سلاممم. به دوستان گلمممم

واي خدا بگم چي کارش کنه اين تي وي ( تلويزيون)  رو

آخه مي دونيد اين فيلمه مي ده چييه اسمش اها ( زندگي به شرط خنده) رو مي گم

اون يارو خشاياره مي گه به عروس گلممممم . يه طورايي همه ازاش ياد گرفتن

وقتي مارو مي بينن مي گن به عروس خولم   نه ببخشيد مي گن عروس گلم

خوب بگزريم

بچه ها يه چيزي بگم ؟ ( فرقي نداره اگه شما بگيد نگو باز من مي گم )

اونم اينه که امروز امتحان عربي داشتيم و منم صبح بيدار شدم که بخونم .ولي جاتون خالي دوباره خوابيدم

فکر کنيد من هيچي بلد نبودم و فقط اميدم دورو بري ها بودن

حالا من چی کار کنم؟؟؟؟

از همين جا مي خوام از تمام دورو بري هام تشکر کنم ( معين جان. نيما جان.ايمان جان وعلي جان دمتون گرم)

خدا عوضتون بده که بهم رسوندين

فقط يه چيزي

اون آخرها که ديگه وقت داشت تموم مي شد تمام دورو بري ها رفته بودن و فقط عزيزم که پشت من نشسته بود

هنوز بود.مي خواستم بهش بگم سوال ۱۴ چي مي شه. مراقب پيشم وايستاده بود و من نمي تونستم حرف بزنم

براي همين هر دو تا دستمو بردم پشت صندلي و يکي از دستام ۱ بود و دست ديگه ام ۴ بود

منظور من سوال ۱۴ بود ولي دوستم خيال کرد من سوال ۵ رو مي خوام ( جمع کرد ۱ و ۴رو )

اون موقع بود که فهمیدم آدم از من گاو تر هم هست

و چون ديگه آخرها بود و خر تو خر بود رومو برگردوندمو بهش اين حرفا رو زدم:

آخه بز غاله ي شتر مرغ .تو چرا عين يه گاو حرف آدم حاليت نمي شه .من خودم اگه سوال ۵ رو مي خواستم

خوب فقط يه دستمو مي آوردم پشت . تو خبر مرگت اگه رياضيت خوبه چرا اين جا نشستي و ..........

که در همين حال فوحش دادن بودم که جاتون خالي مراقب اومد پيشم و گفت  :

به آقاي قنبري   حالتون چه طوره .خوب هستيد انشالله ؟ خوش می گزره مارو نمی بینید؟

منم گفتم: اختیار دارید قربان.جز غم دوری شما ملالی نیست

بعد جاتون خالي ورقمو گرفت و گفت گم مي شي بيرون يا گمت کنم

منم گفتم راه خونمو بلدم و گم نمي شم

و بعد هم گفت: دیگه پر رو نشو .وقت تموم شده.بفرما بیرون

حالا بگذريم....

بچه ها من خیلی بدم نه ؟ اون بیچاره سعی داشت به من برسونه ولی من...

من پشیمونم

حالا دیگه تا ۱۱۰ نیومد تا از ما اعتراف بگیره بگزریم

راستي من احوال پرسي نکردم . خوب هستيد به سلامتي. هنوز  زنده هستين؟

کي مي ميريد. اگه قسد داريد بميريد بگيد که من يه مطلب درباره ي شما بزارم

بي خيال...

راستي شنيدم که خوشگلا رو مي دزدند     پس مواظب خودتون باشيد

خوش باشيد و زير اين آسمون خدا به عشق ابدي عشق بورزيد

اين شعر هم از كارهاي طوطيا خانومه كه تقديم مي كنيم به شما

می خوام بگم در وصف تو یک ترانه
می خوام بگم از عشق تو عاشقانه
می خوام بگم از تو از چشمای نازت
می خوام بگم از تو از صدای نابت
می خوام بگم از و بخونم با صدای نازم
بی تو می میرم می دونی ، بی تو پر از نیازم

فدای همه ی شما

تا بعد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 22:32  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

سير تكامل مردها

سلام دوستان گلم.خوبید عزیزان.به قول بعضی از وبلاگ نویسان دماغاتون چاقه؟خوب خدا رو شکر. راستی حال بی اف و جی اف هاتون چه طوره؟ خوب بازم خدا رو شکر.اول می خوام از شما خشگلا یه  معذرت خواهی بکم چون خیلی دیر آپ کردم.باور کنید که خیلی سرم شلوغه و سرم گرمه با درسا.طوطیا خانوم هم که امسال خیلی سرش شلوغه.ولی امروز می خوام جبران کنم.این مطلب که امروز می خوام بزارم در رابطه با سیر تکامل آقا پسر هاست.امید وارم که خوشتون بیاد.

سال 1332

دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه.

مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره

----------------------------------------------

سال 1342

پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟

مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...

بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند

----------------------------------------------

سال 1352

فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...

كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند

----------------------------------------------

سال 1382

مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟

زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد

----------------------------------------------

سال 1482

زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟

پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي

شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

----------------------------------------------

سال 1582

چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند.

- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...

- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...

- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...

در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند

----------------------------------------------!

سال 1882

راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم

بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس «مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

 خوب بچه ها حالا می خوام یه جک واستون بگم که امید وارم خدا منو ببخشه

 

يه تركه داشته راز بقا مي ديده بعد مي بينه كه شيره دنبال گورخر كرده يكدفعه گورخره به شيره لگد ميزنه تركه هم جو مي گيرتش ميگه محمديها صلوات  

 

 يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

 

به خاطر این جک ها دیگه تا مدت ها بعد از جک و مک خبری نیست.

و اینم جاییزه ی اونایی که منو تا این جا هم راهی کردن

البته اينم از جملات عاقشانه ي طوطيا خانومه

 خاطره ها 
در گذر از ثانیه های عمر ، عمری که بی تو به این جا رسید، خاره دیدار تو در دشت یادم ، هنوز باقیست در نگاهم پنجره ها هنوز وسعت دیروز را در خود جای داده اند و آسمان با حجمی آبی تر از دیروز می اندیشد که شاید گام های عبوری تازه بیافریند
کافی است لحظه ای میهمان خلوت تنهایی خاطره هایی باشی که نوز جریان دارد
فقط و فقط لحظه ای نگاه مهربانت را از من نگیر ................

دیگه حرفام تموم شد

فدای شما

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 22:49  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

دختر شدن

سلام دوستان.امروز یه چند تا چیز با خودم آوردم که می دونم شما کلی باهاش حال می کنید

اولیش:

دختر شدن آسان در پنج دقیقه

اگر شما پسری هستید طالب قرتی‌بازی‌های دخترانه!، نکات زیر را جهت دختر شدن، البته به طور آزمایشی، رعایت کنید:

ابتدا باید ریش و سبیل خود را، البته اگر دارید، (ریش و سبیلو می‌گم بابا!) به سطل خاکروبه بسپارید. هر چند که با زدن سبیل خود، نمی‌توانید درست راه بروید!

اکنون نوبت آن است که تغییراتی چند در سر و صورت خود به وجود آورید. از جمله ابروها را صفا دهید! که البته این نکته امروزه لازم به ذکر نمی‌باشد. زیرا شما از هرچي دختره بهتراين كار را مي كنين!

حالا به سراغ لوازم آرایشی مادر یا احیانا خواهر خود بروید. سعی کنید قوطی کرم پودر را روی صورت خود خالی کنید!

در آخر یک مانتو که از شدت تنگی به کیسه‌ی مارگیری شباهت دارد به تن کنید. هر چه تنگ‌تر، اندام ضایع شما زیباتر!

روسری ترجیحا تیتیش خود را سر کنید و آماده خروج از خانه شوید.

کفش پاشنه بلند در اینجا نقش مهمی ایفا می‌کند. هر چند که شما با پوشیدن یک کفش پاشنه‌دار مثل شترمرغ راه خواهید رفت!

حالا شما در خیابان هستید!

سعي كنين راه نرين تكنو بزنين

هنگام راه رفتن سعی کنید به کل بدن خود پیچ و تاب بدهید! بهتر است برای بهتر قر دادن، مدام آهنگ بابا کرم را با خود زمزمه کنید!

و نکته بسیار بسیار مهم «عشوه شتری» است! شما باید سعی کنید برای کل ملت که در خیابان هستند پشت چشم نازک کنید!

اگر کسی احیانا از شما ساعت پرسید، صدای دورگه و ناهنجار خود را کش دار کنید:

ببخشید خانوم، ساعت چنده؟

اییییییییییش! دو و ربــــــــــع! واااااه!

شما هنگامی که در خیابان راه می‌روید لغات عاشقانه بسیاری را می‌شنوید و مسلما حال می‌کنید!

(خانوم متلك عرض كردم ؛ خانوم قالپاقت رو قرض ميدي ؛ هي خانوم كجا؟ كجا؟!!! دوستت دارم به خدا          هي خانوم يواش! يواش!!      با ما اينجوري نباش)

در صورت حال كردن؛ قري هم به باسن خود داده ، إشوه شتري و غنچه كردن لبها فراموش نشود  ضمنا نظر  یا اگه کمکی خواستی تعارف نکن

خوب دیگه بستتونه.دفعه ی بعد برای دختر خانوما راه و روش پسر شدن رو می زارم

راستي امروزيه اتفاق جالب افتاد و منم اين شكلي شدم

اگه بگم از خنده روده بر مي شيد.

بچه ها من امروز با دوستم توي صف تاكس كه طولش به هفت هشت كيلومتر مي رسه وايستاده بوديم

يه يارو هم جلوي ما بود كه از اون دهاتي هاي مخلص بود

كه البته يه كت و شلوار توپ تنش بود كه معلوم بود آريست

آقا ما داشتيم به هواي خودمو حرف مي زيديم كه يهو  

چشمت روز بد نبينه

يه دفعه اين بارو يه عدسه كردو دندون مصنوعيش افتاد وصت خيابون

بقيشو ديگه نمي گم..................

اينم معني عشق كه طوطيا زحمتش رو كشيدن

معنای عشق
شبها با یاد تو سر بر بالین می گذارم ، وقتی با فکر تو به خواب می روم و منتظر فردا ، تا باری دیگر تو را در عرصه گیتی ببینم و راز چشمانت را سلامی دوباره کنم شبها با بی خوابی هایم تا سحر از فکر و یاد تو می نشینم و در خود غرق می شوم و با صدای غریبی که از داخل کوچه می آید یکه خورده و به خود می ایم وقتی صورت زیبای تو را پیش چشمان تجسم می کنم عشق را به یاد می آورم و معنای آن را درک می کنم و آن وقت دیگر صبح شده و من به یاد رسیدن به عشق تو تا صبح نخوابیدم و با خود می گویم صبح بخیر نازنین این است معنای عشق .

اينم يه شعر زيبا از طوطيا جان

بوسه
اشک تو دور گرانیست به هیچ کس ندهم
بوسه تو قشنگ است به مونث ندهم

ديگه تموم شد.پر رو نشيد ديگه

فداي شما 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 11:53  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شوخی

این فایل را که حجم خیلی کمی  (6  کیلوبایت فقط !!!) داره رو دانلود کنید و در هنگام چت به یه نفر بدید. یا حتی روی یک کامپیوتر امتحان کنید. (ابتدا خودتان امتحان کنید)
وقتی اجراش می کنید ، خیلی خواهید ترسید ، فقط مواظب باشید سنگ کوب نکنید و کامپیوتر خود را ریستارت نکنید چون پس از چند لحظه وضعیت کامپیوترتان عادی می شود.

ویروس یا تروجان هم نیست. هیچ مشکلی هم برای کامپیوترتان بوجود نمیاره. می تونید قبل از دانلود و استفاده اون رو با آنتی ویروس چک کنید..... . کاملا سالمه
خودتون خواهید دید چه باحاله!!!!

دانلود

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385ساعت 14:14  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

گذر کوچه ها

کوچه باغ
دلم می خواهد حس غریب پنجره ها را بشناسم ، دستهای کوچک تو را بفشارم در کوچه باغ عطر یاس ها به پرواز در آیم و همسفر قاصدکها شوم
شاید که به کوی تو گذرم افتد و دستی از روی نوازش بر من بکشی !!!!!!!!

غربت
وقتی خورشید به پیش باز شب می رود و کوچه از صدای پای آخرین عابر تهی می شود با کوله باری ازغم و درد می روم و تو را با تمام خاطرات دیرین در میان کوچه های ساکت شهر تنها می گذرام گریه نکن ای واریز شکوفایی باران من باید بروم تا با غم غریبی خویش غم غربت را از جدارهای دل عاشقت بزدایم
اما بدان نبض خاطرم هر لحظه و هر عان به یاد تو می تپد ... تپ تپ دوستت دارم

گذر کوچه ها
تو مانند سرسبزترین بهار و قشنگترین فصل زندگی می درخشی
تو اگر در اعماق وجودم رسوخ کردی و اگر توانستی مانند باد در گذر کوچه ها با من همسفر شوی فقط به خاطر دلی است که عاشق توست
تو که چون آبشاری در کوهسار وجود من پاکی ........

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 19:30  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

به سلامتی............

تقديم به کساني که کسي رو ندارن که به سلامتيش.....(؟) :

 به سلامتي کرم خاکي ؛ نه به خاطر کرمش ، به خاطر خاکي بودنش !

به سلامتي ديوار ؛ که هر مرد و نامردي بهش تکيه مي کنه !

به سلامتي مورچه ؛ که تا حالا هيچ کس اشکش رو نديده !

به سلامتي خيار ؛ نه به خاطر (خ)ش ، به خاطر يارش !

به سلامتي گاو ؛ چون نگفت من ! گفت ما !

به سلامتي شلغم ؛ نه به خاطر (شلش) ، به خاطر غمش !

به سلامتي هر چي نامرده ؛ که اگر نامرد نباشه ، مردها شناخته نمي شن !

به سلامتي کلاغ ؛ نه به خاطر سياهيش ، به خاطر يک رنگيش !

به سلامتي سگ ؛ نه به خاطر پارسش ، به خاطر وفاش !!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 17:9  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شماره تلفن خواننده های ایرانی

سلام دوستان.امروز می خوام یه چیزی بزارم که شاید همتون بگید دروغه.ولی خیلی راحت می تونید ببینید راسته یا نه.اول تلفن رو بر می دارید و بعد شماره رو می گیرید و بعد از این که طرف گفت الو شما شکه می شید و همون جا می میرید.خدا رحمتتون کنه.....

این هم شماره تلفن خوانندگان ایرانی
*تمام شماره ها صحیح میباشد*
818-884-2222  عارف 
818-244-6877  Boys
818-346-4040  بیزن مرتضوی 
818-509-0026  شهبال شبپره 
818-832-0455  داریوش 
818-702-6666  فرامرز آصف 
310-470-4809  حمیرا 
818-591-9557  ه.هوشیار نزاد 
818-348-2207  زاکلین 
818-266-8782  لیلا فروهر 
818-567-4567  مارتیک 
410-821-9198  مهران 
818-257-4600  مایکل 
949-679-1954  مسعود امینی 
818-996-8742  مرتضی 
310-289-8924  اندی 
818-346-4040  بیزن مرتضوی 
213-654-7003  داود بهبودی 
310-441-5996  بلک کتس 
818-599-0015  فتانه 
818-905-8811  شماعی زاده 
310-877-8835  هوتن 
818-712-9105  هما میر افشار 
310-276-2270  خردادیان 
310-488-5390  منصور 
818-882-3046  مسعود فردمنش 
818-348-4999  مهرداد آسمانی 
310-446-1720  مهستی 
818-888-7401  محمود مقدم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 16:44  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

من بچه نیستم.

حالا فهميدي عشقم دروغي نيست خواستنت اصلا روي بچگي نيست


شايد از بچگي عاشقت شدم عشقم پاكه مثل درياست بازي نيست


شايد از دستت خيلي ناراحتم ولي قلبم به شكستن دل تو راضي نيست


واسه داشتن تو هر كار ميكنم اگه باختم يا كه سوختم باكي نيست


واسه تو مجنون ليلي خواه ميشم اگه خسرو منو كشت ملالي نيست


حالا از همه گذشتم بي دليل ولي هيچ دليلي جز عشق تو نيست


اما اخرش ميخوام بهت بگم اگه ديدي زودي مردم تو بدون خونم جز به


گردنت به گردن هيچ كسي نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 19:24  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

بیچاره دلم!

عزیزی بهم گفت: کسی که یه بار تونست دل کسی رو بشکنه
بازم میتونه بشکنه ................حتی میتونه بدترم بشکنه............جوری که دیگه نشه تیکه هاشو جمع کرد

میگن شکستن دل یه نفر گناهش سنگین تره شکستن بال فرشته هاس

نمی خوام دیگه گناهی پای اون نوشته بشه....اونم به خاطر شکستن دل من

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 19:5  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شعر دختر کش

سلام.امشب از دست طوطیا جونم عصبانی هستم.برای همین هم این شعر رو دو دستی تقدیم می کنم به عزیزم:

آخر يه روز تيک ميگيری  ،  لباسهای شيک ميگيری  ،  بابات را ميکنی کچل  ،  تا بينی رو کنی عمل ،  با همراهت زنگ ميزنی  ،  عينک رنگ رنگ ميزنی  ،  اين دل و اون دل ميزنی  ،  هي به موهات ژل ميزنی  ،  جنس لباسات تريکو  ،  موزيک فقط از انريکو  ،  جوراب های فسقلکی  ،  روسری های الکی  ،  با اشوه های شُتری  ،  ميشينی پشت موتوری  ،  تو خيالت خيلي تکی  ،  فکر ميکنی با نمکی  ،  خوشی با اين تيپ خفن  ، حالا قشنگی مثلا ؟

 طوطیا اگه از این بخش خوشت نیومده خودت این بخش رو حذف کن.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 21:51  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

استقلال قهرمان شد

نه قرمز نه مشکی فقط آبی عشقی

قهرمانی تیم استقلال تهران در مسابقات لیگ برتر رو به همتون تبریک عرض می کنم.

استقلال قهرمان می شه   خدا می دونه که حقشه

ای ول وحید طالب لو

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 19:56  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شعر

من ، تو آینه

*منم تنها ترین تنهای دنیا
تویی زیباترین زیبای دنیا
منم مثل امید یک قناری
قراری بر دل هر بی قراری
منم یلدایی بی پایان عاشق
تو بودی مرهم زخم شقایق
تویی ساکت تر از پژواک شبنم
به روی برگ گل ها خواب نم نم
منم آن لهجه لبریز از درد
نگاه تو نبوده هرگزم سرد
تویی لالایی خواب خوش آواز
نگاهم را ببین در شوق پرواز
منم آن دختر لبریز از مهر
که جادوی نگاهت کرده اش سحر
نگاهت را پرستم ای نگارم
فدای تار مویت هر چه دارم *


تولدت مبارک
با هفت تا آسون پر از گلهای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بیقرار و کوچک
فقط می خوام بهت بگم تولدت مبارک



شکایت
من چه کنم خیال تو منو رها نمی کنه
اما دلت به وعده هاش یه کم وفا نمی کنه
من ندیدم کسی رو که مثل تو موندگار باشه
آدم خوش رو که تو دل اینجوری جا نمی کنه


تمام می شود
برای چشم عاش تو نامه پست می کنم
همیشه آن تبسنی که میل توست می گنم
غم شکستن من و تو هم تمام می شود
تو فکر راه را نکن خودم درست می کنم

آزمایش
در کوچه ای و من دوباره از تو خواهش می کنم
تو می روی و رد پایت را نوازش می کنم
گفتم شبی تکلیف چشمم را مشخص کن و تو
گفتی صبوری کن که دارم آزمایش می کنم


اشتباه
او گفت خاطرت هست به تو نگاه کردم
آنشب به خاطر تو کلی گناه کردم
گفتم چطور زیبا چیزی شده مگر ؟ گفت:
قدری شبیه اویی من اشتباه کردم


سفارش
از دست تو رنجیدم و چیزی نگفتم
با دیگرانت دیدم وچیزی نگفتم
کلی سفارش کرده بودی من نفهمم
این نگته را فهمیدم و چیزی نگفتم

اگر شود
من مکنتظرت شدم ولی در نزدی
بر زخم دلم گل معطر نزدی
گفتی که اگر شود می آیم اما
مرد این دل و آخرش به او سر نزدی


پیش بینی
خود را همان نیلوفری که تو می چینی می کنم
اهل تبسم نیستم چون نازنینی می کنم
من می نشینم با تو و تنها صبوری می کنم
یک روز عاشق می شوی من پیش بینی می کنم


چرا باید ؟
همیشه عکس نازت روبرویم
نگاه تو دلیل جستوجویم
چرا باید تمام حرف ها را بدون تو به تصویرت بگویم ؟


درد می کشم
به روی برگ زندگی دو خط زرد می کشم
و چشم عاشق تو را که گریه کرد می کشم
تو رفتی و بدن تو کسی نگفت با خوش
که من بدون چشم تو چقدر درد می کشم


یکبار فقط
چشمان مرا به چشم هایش گره زد
بر زندگیم رنگ غم و خاطره زد
اون رفت ولی نه طبق قانون وداع
یکبار فقط به شیشه پنجره زد

شقایق
به عاشقی ام گرمی و تب داد شقایق
آرامش مهتابی شب داد شقایق
رسوا شدم آسوده شد او فکرش و من را
یک عاشق دیوانه لقب داد شقایق
سوال
شنیده ام که گفته او مرا حلال می کند
من و گذاشتن از گناه او ، خیال می کند !
هزار بار گفته ام که عاشق تو نیستم
دوباره از من رها شده سوال می کند


هدیه
شبی به دست من از شوق شیب دادی تو
نگو ، که چشم و دلم را فریب دادی تو
تو آشنای دل خسته ام نبودی حیف
و درد را به دل این غریب دادی تو
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 19:57  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

معنی عشق

شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چیست؟

استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! "

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردی؟ "

و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم ."

استاد گفت: " عشق يعنی همين! "

شاگرد پرسيد: " پس ازدواج چيست؟ "

استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! "

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد چه شد و او در جواب گفت: " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم."

استاد باز گفت: " ازدواج هم يعنی همين!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 21:34  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

پول های قدیمی

سلام دوستان.امروز من و طوطیا تصمیم گرفتیم که براتون عکس پول های قدیمی ایرانی را بزاریم.خیلی قشنگه.

حتما ببینید چون خیلی براش زحمت کشیدیم.چند تا از این عکس ها را برای نمونه گذاشتیم.


10000rials1974.jpg
1889 views
1000rials1974.jpg
1495 views
100rials1976.jpg
1404 views

اینجاست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385ساعت 19:40  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

سیم کارت

سلام بچه ها.راستش می خواستم امروز یه چیزی رو اعتراف کنم.اونم اینه که من کم شانس ترین آدم روی زمن هستم.آخه می دونید من بعد از قرن ها یه کم بوجه به دستم رسید و رفتم یه سیم کارت نوبت زدم.امروز که تنتایج قرعه کشی اومد فهمیدم که من بد شانس ترین آدم روی زمین هستم .به جان خودم اگه یه سنگ از آسمون بیفته پایین ساف می خوره تو فرق سر من.به جان خودم اگه دریا برم آبش خشک می شه.خوب بگذریم .امروز براتون اولویت واگزاری سیم کارت رو برای دانلود گزاشتم .حجمش هم خیلی کمه.ما که شانس نداشتیم امید وارم شما شانس بیارید.
» دریافت فایل برنامه واگذاری در سالهای 85 و 86 «
 
اینم وب مخابرات برای این که بفهمید اولویتتون چنده
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 23:3  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

لطيفه

اگه گفتيد فرق بين كچل و هواپيما چييه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

كچل كه فرق نداره٫هواپيما هم نكته ي انحرافيشه

***************************************************************

يه روز يه مورچه داشت يه برنج رو مي برد.يكي ازاش ميپرسه برنج رو از كجا اوردي؟

ميگه حميددددددددددد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 15:18  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

حاضر جواب

کلنجار یا همون حاضر جواب یه برنامه ای که هر چی می گی جوابت را می ده، البته به فارسی...
برنامه جالبیه برای خنده و سرگرمی... نمونه کارش در عکس زیر معلومه...
خیلی زود هم دانلود میشه.
 
دانلود
یا
دانلود
 
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 14:48  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

كسي هست...

 

اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست حرف دلتو بفهمه

 

كسي هست كه براي ديدنت روزشماري كنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 14:35  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

شعر

*دوستان بر سه قسمت اند گر بدانی نانی اند و زبانی اند و جانی
به نانی نان بده از در برانش محبت کن به یاران زبانی
ولی آن یار جانی را نگه دار به جانش جان بده گر می توانی*



*چندیست چراغ شوق کم سو شده است جانم چون عاقل عافیت جو شده است
بس کن تا کی در پی نیرنگ و فریب ای دل دستت برای من رو شده است *


*اگر ای عشق پایان تو دور است دلم غرق تمّنای عبور است
برای قد کشیدن در هوایت دلم مثل صنوبر ها صبور است*


آواز عاشقانه
*آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
دیگر دلم هوای سرودن نمی کن
تنها بهانهی دل ما در گلو شکست
ای داد ، کس به داغ دل باغ ، دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست
آن روزهای خوب و خاطره ها در گلو شکست
((بادا )) مباد گشت و ((مبادا ))به باد رفت
((آیا )) ز یاد رفت و (( چرا )) در گلو شکست
فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
تا آمودم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا ..... در گلو شکست*

(قیصر امین پور )






گریز و درد

*رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
راهی بجز گریز برایم نمانده بود
این عشق آتشین پر از درد بی امید
در وادی گناه و جنونم کشانده بود

رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با اشکهای دیده ز لب شستو شو دهم
رفتم ناتمام بمانم در این سرود
رفتم که با نگفته به خود آبرو دهم
رفتم مگو ، مگو ، که جرا رفت ننگ بود
عشق من ونیاز تو و سوزو ساز ما
از پرده خموشی و ظلمت ، چو نور صبح
بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

رفتم ، که گم شوم چو قطره اشک گرم
در لابلای دامن شبرنگ زندگی
رفتم ، که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

من از دو چشم روشن و گریان گریختم
از خنده های وحشی طوفان گریختم
از بستر وصال به آغوش سرد هجر
آزرده از ملامت و وجدان گریختم

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز
دیگر سراغ شعله آتش ز من مگیر
می خواستم شعله شوم سر کشی کنم
مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش
در دامن سکوت بتلخی گریستم
نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها
دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم *
(فروغ فرخ زاد )
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 15:0  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

نیاز های اصلی عشق در زنان و مردان :

زنان مردان

1- توجه 1- اعتماد
2- درک کردن 2- پذیرش
3- احترام 3- قدردانی
4- از خودگذشتگی 4- تحسین و ستایش
5- اعتبار 5- تصدیق و تائید
6- اطمینان خاطر 6- دلگرمی

آنچه زنان می خواهند مردان بدانند:

1- زنان اولویت را به عشق می دهند
2- زنان خلاق هستند
3- زنان رابطه اسرار آمیزی به زمان دارند
4- زنان نیاز دارند که احساس امنیت کنند
5- زنان لازم است احساس ارتباط صحیح کنند
6- زنان نیاز دارند که احساس ارزشمندی کنند

دوست داشتن مردان و زنان متفاوت است .

تفاوت های زن و مرد :

احساس مرد زمانی بر انگیخته می شود که احساس کنند به آنها نیاز دارند .
احساس زنان زمانی بر انگیخته می شود که احساس کنند مورد توجه قرار گرفته اند
مردان خواهان عشقی قابل اطمینان ، مورد قبول و توأم با قدرشناسی هستند
زنان در پی عشقی دلسوزانه ، قابل درک و توأم با احترام می باشند
مردان وقتی احساس کنن که کسی به آنها نیاز دارند انگیزه پیدا می کنند و قدرتمند می شوند
زنان هنگامی که انگیزه می یابند قوی می شوند که احساس کنند کسی آنها رو دوست دارد
زنان از پذیرش عشق و محبت در هراس هستند
مردان هم از از دست دادن عشق و محبت می هراسند
مردان به دلیل اینکه می خواهند آزاد باشند جرو بحث می کنند
و زنان به خاطر اینکه ناراحت هستند مشاجره می کنند
مردان خواهان فاصله و دوری هستند
زنها می خواهند درک شوند
زنها و مردها هم دیگر را درک نمی کنند . زیرا آنها با زبانی متفاوت با هم صحبت می کنند
وقتیکه زن و مرد قادر به پذیرش و احترام گذاشتن به تفاوتهای یکدیگر باشند عشق شکوفا می شود .
عشق یک پدیده سحر آمیز است و می تواند دوام داشته باشد به شرط آنکه تفاوتهایمان را به خاطر بسپاریم
زن کمیته اصلاح خانواده را تشکیل می دهد .
برای مرد تمایز بین همدردی و ترحم بسیار دشوار است . او از ترحم ودلسوزی بیزار است .

آیین دوست یابی

شش وسیله جلب محبت مردمان
1- صمیمانه نسبت به غیر علاقمند باشید
2- تبسمی بر لب داشته باشید
3- به باد بیاورید که نام هر کس برای او شیرین و مهمترین لغت قانوس هااست
4- گوش دادن را بیاموزید طرف خود را به شوق آورید که از خود سخن بگویید
5- با مخاطب از آنچه دوست دارد صحبت کنید
6- صمیمانه و صادقانه اهمیت او را برای خودش محسوس سازید

وسایل نه گانه اصلاح مردمان بدون اینکه خشمناک و یا آزرده شوند :

1- نخست از روی صدق و صفا او را بستایید
2- خطا ها و عیب ها را به طور غیر مستقیم خاطر نشان کنیم
3- پیش از انتقاد و عیب جویی به بعضی از خطاها ی خود اعتراف کنید
4- حکم مستقیم ندهید مطلب را تلقین کنید و به صورت پرسش ادا کنید
5- خود خواهی او را مراعات کنید بگذارید حیثیت خود را نگاه دارد
6- کوشش های او را عادلانه قدردانی کیند کوترین پیشرفت او را بستایید به شرط آنکه تمجید شما صمیمانه و جوانمردانه باشد
7- او را وادارکنید که خود را شایسته نام و شهرت نیکی کند
8- عیبی را که می خواهید رفع نماییید، کاری که می خواهید تحمیل کنید . آسان جلوه دهید
9- چنان رفتار کنید که با شعف و خرسندی تقاضای شما را انجام دهد .
دوازده وسیله متقاعد کردن مردمان :


1- بهترین وسیله غلبه در مشاجره و مباحثه احتراز از ورود در مشاجره و مباحثه است
2- عقاید طرف خود را محترم بشمارید هرگز به او نگویید که اشتباه کرده است
3- اگر خود را خطا کار می دانید صمیمانه و بی درنگ به خطای خود اعتراف کنید
4- به ملایمت سخن را آغاز کنید
5- خصم را بکشانید به جایی که از ابتدای مکالمه جواب مثبت بدهید
6- بگذارید طرف مطلب خود را آزادانه بیان کند
7- بگذارید طرف تقلین کرده شما را از ابتکار خود تصور نمایید
8- صمیمانه بکوشید که مسایل را از دریچه و نظر طرف بنگرید
9- دیگران را مشول عواطف و همدردی و غمگساری خویش کنید .
10- متوسل به عواطف عالیه مخاطب خود شوید
11- در چشم و خیال طرف تصرف کنید
12- طرف را بر سر غیرت آورید

صمیمیت ، تاثیر گذاری و نفوذ در 10 دقیقه :

مردان و زنان موفق کسانی هستند که ه راحتی می توانند در جامعه و قلب افراد آن جامعه نفوذ کنند در واقع قدرت در دنیای امروز چیزی نیست جز توانایی ایجاد ارتباط صمیمانه و نفوذ در دیگران،این توانایی اعتمادبه نفس شما را بالا می برد و نداشتن این قدرت از عزت نفس شما می کاهد .
زندگی صمیمانه ، لذت بخش تر است .
ارتباط صمیمانه شما را سریع تر و راحت تر به هدف می رساند نیازتان بر آورده می کند .
شما را در پرتو پیشنهاد های جالب توجه قرار می دهد . شما را دست داشتنی تر و خواستنی تر می کند شما را موثر تر و مفید تر و با نفوذ تر می کند و ......

یکی از پایه های اساسی صمیمیت و تاثیر گذاری ، انتقال درست اطلاعات است .

شیوه های انتقال :
1- کلام : تحقیقات نشان داده که تنها %7 اطلاعات ما را از طریق کلام منتقل می شود در حالیکه صحبت کردن و سخن گفتن به تنهایی ، بدترین و کم اثر ترین شیوه انتقال است.
2- لحن و طنین : %38 اطلاعات ما را از طریق لحن و طنین صدای ما را منتقل می کند یعنی (چیزی بیش از 5 برابر کلام )
3- حرکات : کلام و طنین در مجموع %45 اطلاعات ما را منتقل می کند %55 بقیه یعنی ( بیش از نیمی از آن از طریق حرکات منتقل می شود .

چند نکته در باره فعلانه گوش کردن :
1- هنگام گوش کردن نظر خواهی شخصی ارائه ندهید . راه حل نگویید . فقط و فقط در مقابل جذب اطلاعات قرار بگیرید .
2- شنونده خسته و کلافه ای نباشید .

یک سوال طلائی:
برای اینکه نشان دهید واقعآً از شنیدن لذت می برید یک سوال طلائی وجود دارد . که باید رد پایان صحبتهای گوینده عنوان شود (( دیگه چی ؟؟؟؟))



+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 14:21  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   | 

آموزش اد کردن سریع

سلام دوستان.مثل همیشه امید وارم که حال همه ی شما دوستان عزیز خوب باشه.راستش امروز من و طوطیا تصمیم گرفتیم که یک چیز آموزشی تو وبلاگ بزاریم که هیچ جای دیگه مثل این یکی نباشه.این آموزش در ضمینه ی چت به کار می رود.یک مشکلی که یاهو مسنجرهای قبلی داشتند این بود که اگر یک شخصی بخواد آیدی خودش رو عوض کنه مجبور بود بره تو آیدی جدیدش و تمام آیدی های قبلیشو دوباره اد کنه.ولی یاهو مسنجر ۷ و به بالاتر این مشکل رو بر طرف کردند یعنی شما می تونید برید تو آیدی جدیدتون و بدون این که آیدی ها رو تایپ کنید با گزروندن کمترین وقت اون ها رو اد کنید.

آموزش:اول به آیدی قبلی خودتون برید و آرچیو یاهو مسنجر رو باز کنید و بعد گزینه     send my messenger list  رو باز کنید.در پنجره ای که باز می شود شما باید به پوشه ی other contact  بروید و آیدی جدیدتون که می خوایید آیدی ها رو به اون جا بفرستید رو تایپ کنید و next  رو بزنید تا به صفحه ی بعد بروید در این جا شما باید آیدی هایی که می خواهید به آیدی جدیدتون فرستاده شود را انتخاب کنید اگه هم می خوایید تمام آیدی ها رو بفرستید سلکت آل رو انتخاب کنید و بعدش فینیش رو بزنید و به آیدی جدیدتون برویدو وقتی که آیدی جدیدتون رو باز کردید یک پی ام برای شما می آد و شما باید view contacts   روبزنید و بعد در پنجره ی جدید اون آیدی هایی که می خوایید اد بشه رو انتخاب می کنید و با زدن نکست به صفحه ی بعدمی روید که از شما سوال می کند که آیدی ها رو در کدام پوشه اد کند و وقتی پوشه ی مد نظر رو انتخاب کردید   فینیش رو بزنید و ببینید که مثلا ۳۰۰ تا آیدی چقدر زود ادد می شه.اگه این آموزش بدردتون خورد تو قسمت نظرات بگید تا از این به بعد آموزش بیشتر بزاریم.در ضمن برای سلامتی من و طوطیا خانم هم دعا کنید.مرسی.تا بعد.بای.    

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 15:10  توسط سعید قنبری و طوطیا ابراهیمی   |